عمومی

تولد ژول ‌ورن – ماه نیوز

نویسندگان زیادی وجود دارد که تقریباً تمام جهان حداقل تعدادی از آنها را شنیده است و بیشتر داستان های دیگر توسط نویسنده دیگری – Jaz Agata Christie به زبان های مختلف ترجمه شده است.

به گزارش ماه نیوز، این روزنامه اعتماد کنید ادامه نگارش: «ایران به قصه‌هایش معروف است مانند «سفر به مرکز زمین» (1)، «بیست هزار فرسنگ زیر دریا» (1) و «دور دنیا در هشتاد و سه روز» (1). درباره ژول ورن که امروز به دنیا آمد چه می دانیم؟

او فرزند بزرگ خانواده بود و یک خواهر کوچکتر و یک برادر کوچکتر داشت. او مردی سنتی به دنیا آمد و به اعتقادات سخت مذهبی پایبند بود و به یکی از مدارس کاتولیک فرستاده شد. وی همچنین تحصیلات تکمیلی را در مدارس علمیه به پایان رساند. سال‌هاست که مذهب موضوعی جدی بوده است و حتی سایه اولین تلاش برای نوشتن – که داستان را «کشیشی در» نامیده‌اند – نیز جدی است. گفته می شود که سفیر این اطلاعات را در اختیار ویکتور هوگو قرار داده است که به حبس ابد محکوم شده است.

ژول ورن چاره ای جز اطاعت نداشت. او به پاریس رفت و در دانشکده حقوق ثبت نام کرد. در آن زمان نانته نیازمند بود، زیرا دختر آمویش – که بسیار صمیمی بود – با مرد دیگری ازدواج کرد و دلش شکست. البته یک سال بعد که خانواده به نانت برگشتند، دوباره عاشق شدند و شعرهای جدیدی برای دلبر نوشتند. این دختر نیز ژول ورن را انتخاب کرد، اما این بار خانواده نیز با ازدواج دختر مخالفت کردند. مخالفت با چشم انداز آینده کاندیدای رشته حقوق که شعر نمی گفت و گاه علاقه ای به ادبیات نداشت. این دختر نیز چند سال بعد دوباره ازدواج کرد.

ژول ورن افسرده شد و حتی دوره های کوتاه اعتیاد به الکل داشت. آنها می گویند که خطوط تلخ این آزمایش ها در داستان های «استاد زکریا» (1) و «شهری روی آب» (2) و «ماتیاس ساندروف» (1) وجود دارد. او از جامعه و محیط نانت متنفر بود و تا آخر عمر پاریس را انتخاب کرد. و در نیمه اول قرن نوزدهم، در دوره ناآرامی های انقلاب، پاریس در آن شهر بود و فیلیپ کبیر و درگیری های قبل و بعد از آن به دقت زیر نظر بود. او در نامه های خود به پاریس، از مشاهداتی درباره «پاپ محبوب» صحبت می کرد. او از طریق چند آشنای خانوادگی به جشنواره های ادبی پاریس راه یافت و چند تن از دوستان، نویسندگان و ناشران نیز به او پیوستند. دوما عضوی از خانواده دوما شد و با کمک پسر دوما توجه و محبت پدر دوما را به خود جلب کرد. او همچنین پیر-جی ژل-اتزال را که ناشر آثار ویکتور هوگو، ژرژ ساند و بالزاک در آن زمان بود، کشف کرد. 5 سال ازدواج کرد و برای تامین معاش خانواده دوستی نداشت اما از هر فرصتی برای نوشتن استفاده می کرد.

نویسندگی هر روز جدی تر می شود اما مخالفت های پدران با همان شدت ادامه داشته است. پدر گفت: ادبیات را رها کن و وکیل حرفه ای شو! اما او در پاسخ نوشت: من فقط در ادبیات فکر می کنم. پدر در نامه بعدی دوباره اصرار کرد، اما تصمیم او گرفته شد. او به پدرش پاسخ داد: «آیا من حق ندارم کاری را که دوست دارم انجام دهم؟ من می دانم که هستم و از زندگی چه می خواهم.” در دوره آزمون و خطا، چند داستان ناموفق نوشته شد و مطالعات همزمان در زمینه جغرافیا و اکتشافات علمی آغاز شد. اتزال چند داستان پیشنهاد داد و ناشر یکی از آنها را پسندید. ژول ورن آن را تکمیل کرد و داستان سال با عنوان «پنج هفته با توپ» منتشر شد. این داستان اول مهم و موفق بود. او عمر کرده است و اکنون بیش از «حکایت او باقی مانده است».

انتهای پیام