عمومی

جامعه علمی دانشگاهی نداریم! – ماه نیوز

اظهار نظر صرفاً به منظور اظهار نظر و کسب شهرت یا برای اهداف خاص سیاسی. این پدیده جهانی است اما بدون شک جهان توسعه نیافته از این وضعیت بیشترین آسیب را می بیند. در جامعه‌ای که دارای نهادهای فرهنگی، آموزشی، اجتماعی، سیاسی و رسانه‌ای قوی و ریشه‌دار است، فضاهای رسانه‌های مجازی ممکن است موج‌های کوتاه‌مدت ایجاد کنند و برخی موقتاً موج‌هایی با اهداف سیاسی سوار شوند، اما ساختار مبتنی بر منطق و نظام درونی است. با وجود نهادهای نظارتی مهم، به گونه‌ای سازماندهی شده است که بتواند به سرعت از تشدید موج‌سواری رسانه‌ای جلوگیری کند و به نوعی سعی در جایگزینی روش‌ها و راهکارهای علمی در محل تحلیل‌های تقسیم‌بندی‌شده و عمومی داشته باشد. به عنوان مثال وجود رسانه های آزاد و بسترهای متعدد و متنوع مانع از تسلط یک تفسیر و تحلیل بر دیگر تفسیرها و تحلیل ها می شود و راه ورود به تخصص را تسهیل می کند..

یکی از مهمترین این موسسات دانشگاه است. در گرب جای رایل هر ایلمین به امان این دینوستی است و نه هیک دیر نه. دانشگاه مسئول بیان علم و تولید علم است. هدف دانشگاه به معنای عام است و البته شامل مدارس الهیات و مدارس دینی وابسته به کلیساهای رسمی می شود. ضمناً مؤسسات آکادمیک به معنای عام شامل می شوند. این یعنی وجود یک جامعه علمی در هر رشته ای. در غرب، هیچ اندیشه، نظر یا نوشته‌ای که خارج از چارچوب جامعه علمی مرتبط باشد، نمی‌تواند به روش‌های خارج از روش‌های مورد قبول جامعه علمی توسعه یابد. حداقل 100% پول باید پس انداز شود.

دانشگاه محل تفکر واقعی فلسفی و تولید علم انسانی است. ما متفکران خارج از دانشگاه داریم. اما باید دیدگاه های خود را نیز در چارچوب مورد قبول جامعه دانشگاهی تعریف کنند و خود را از ارزشیابی های دانشگاهی بیگانه نکنند. البته دانشگاهیان می توانند در رسانه ها حضور داشته باشند، اما جامعه علمی و کادر معتبر آن تعیین کننده است نه اخلاق رسانه ای. ممکن است پس از نگارش مقاله با استانداردهای مورد قبول دانشگاهی، در قالب های رسانه ای منتشر شود و یا در قالب های مختلف انتشار مورد توجه عموم قرار گیرد، اما این بدان معنا نیست که تولید علم خارج از نهاد و چارچوب دانشگاه باشد. های جمیعی علمی مقابل شود. روشنفکران در غرب البته فعال هستند. اما با تفاوت هایی که مثلاً بین فرانسه، آلمان و آمریکا وجود دارد، روشنفکران در درجه اول با نظام دانشگاهی مرتبط هستند و حداقل باید در زمینه های کاری و فکری خود با جامعه علمی روشنگری نسبی داشته باشند. روشنفکران در عرصه عمومی فعال هستند و لزوماً وظایفی مشابه متخصصان دانشگاه ندارند، اما عمق و گسترش سیستم های دانشگاهی در غرب به طور کلی مانع از آن می شود که روشنفکران بیگانه با دانشگاه ها تأثیر اجتماعی عمیقی داشته باشند، حداقل در زمینه های کاملاً نظری و نخبه گرایانه. موضوعات.

متاسفانه ما به دلایل مختلف وجود دانشگاه را در حوزه علوم انسانی در نظر نگرفتیم. این به دلیل عدم فرهنگ سازی است. جميعي علمي در شكل عقلانيت جميعي جميعي نهبغان دانهيه در هر فيشري اي رژيت رايز را بايد به بري اهايں عليمي محصولات. بدون جود کونین مرجاییتی علمی کافتگی فیکری گیر ای توردین علم را می و همی اون می شود. در ایران متولیان علم دیگری هم هستند. ما یک سری مؤلف و روشنفکر داشته ایم که نه تنها تحصیلات آکادمیک نداشتند (دانشگاه و یا حوزة، این یکی در حوزه دین است) بلکه به آن توجهی هم نکردند. خارج از محیط دانشگاه و قوانین جامعه دانشگاهی، مترجمان حرفه ای داشته ایم که جای اساتید فلسفه یا علوم اجتماعی را گرفته اند. اساساً اهمیت یافتن مترجمان و رساندن آنها به جایگاه اندیشه های اجتماعی و فلسفی نتیجه همین امر است.

در غرب generally the translation is 1 industry and not 1 branch اي از شعبه مرجعيت علمي. بیایید به سادگی اجازه دهیم उक्षाटी पर्डेजारी चाहि आजा निजाऍडेजारी चाहि आजा निजाऍडसी برگزار شود. شناخت روشنفكرمان زياد از زائة است. ما روشفکری بیرو دیانگاش را جستجو کرده ایم. ما در زمینه تاریخ ترجیح می دهیم شخصی بدون پرداختن به اسناد و مدارک و انجام کارهای آزمایشگاهی در زمینه تاریخ، نظریه تاریخی بدهد. ترجمه ها نشریات واقعی تلقی می شوند و مجلات غیر دانشگاهی بیشتر از مجلات دانشگاهی در نقش مرجع اجتماعی، علمی و فرهنگی قرار می گیرند.

در تول سده بیستم ایران (و البته در جهان عرب هم شاه وبیش همی کہ آست) بسیاری از روشنفکران و متفکران و روشنفکران و روشنفکران یا اساساً تحصیلات دانشگاهی ندارند یا تحصیلات پایینی داشتند. برخی از آنها حتی اگر تحصیلات دانشگاهی داشته باشند، از عرصه کار و قلم و حیطه تفکر فکری و خلاق خارج بوده اند. در همین کنده اکیرین کادی ها و جازلات ایران روشفکری را در ایران چند درصد از این انتشارات به مقالات کارشناسان دانشگاهی اختصاص یافته است؟ سهم اساتید فلسفه در مقایسه با مترجمان فلسفه چقدر است؟ در کیوسی با توریکی پردزان غیر ادانکی مان چند درصد از تولیدات فکری با استانداردهای نظام های دانشگاهی و مجامع علمی در صد سال اخیر سازگاری دارد؟

پژوهشگرانی داریم که با وجود رسانه های قوی و در عرصه نشر، هنوز کتابی در چارچوب یک کتاب دانشگاهی منتشر نکرده اند. در غرب، مهم ترین کتاب ها در حوزه علوم انسانی توسط ناشران دانشگاهی و دانشگاهی منتشر می شود. اینها مجلات دانشگاهی هستند که وظیفه تولید دانش، رهبری، مرجع فکری و دانشگاهی و ارزشیابی دانشگاهی را بر عهده دارند و نه ماهنامه و کتابهای رنگی. در ده سال گذشته، سردبیرانی با دانش اندک، مجلات متعددی را در حوزه اندیشه و اندیشه سیاسی مدیریت کرده‌اند، در حالی که از نظر تحصیلات دانشگاهی در رشته‌های مورد ادعای آنان، هیچ گونه برجستگی قابل‌توجهی وجود ندارد و ارزیابی علمی در آن‌ها وجود ندارد. مورد ندارد

متأسفانه سوار شدن بر امواج رسانه ای در یکی دو دهه اخیر و بدون اینکه تولید علم و اندیشه روند درست و آکادمیک را طی کرده باشد و افکار آنها از نقدینگی ناب درون دانشگاهی و بر اساس ضوابط نظام عبور کند. جامعه علمی همین نوع مجلات و فصول غیر دانشگاهی به عنوان متفکر در عرصه عمومی، سیاسی و فکری مطرح شد که یا اساساً مربوط به تحصیلات دانشگاهی رایج نبوده و یا هنوز کتابی بر اساس استانداردهای جهانی منتشر نکرده اند. سیستم های دانشگاهی من طبیعتا مخالف حضور روشنفکران و فعالان عرصه های اجتماعی و رسانه ای نیستم، اما تمام حرفم این است که این را با جامعه علمی و دانشگاهی اشتباه نگیریم. در غیر این صورت ما فقط خودمان را فریب داده ایم و به جای دانش، متاسفانه در بسیاری از موارد فقط ایدئولوژی های زودگذر برای اهداف سیاسی و حزبی تولید کرده ایم.

6565