عمومی

در امتداد سیاست همسایگی – ماه نیوز

این تحول در عین حال می‌تواند در روابط بین‌الملل ایران بین بلوک غرب و شرق و در حوزه‌های «انتقال انرژی»، «زنجیره انتقال کالای منطقه‌ای» و «کریدورهای دیپلماتیک» تعادل ایجاد کند و متعاقباً به تقویت مستقل‌ها منجر شود. رویکردهای سیاست خارجی کیشورمان به منطقه ای با عنوان یک قدرت تبدیل شد.

درک مفهوم و تاریخ اروپا در غرب

پس از جنگ جهانی دوم، اروپا شروع به گسترش روابط سیاسی – سیستمی و اقتصادی خود با آمریکا کرد. چون به آمریکا نزدیک بود – یعنی کشوری که از جنگ در امان بود و مرکز انتقال ثروت و دانش و فناوری بود – آن را منفعت به سود خود می دید. امروزه تمرکز اصلی سیاست خارجی کشورهای اروپایی به ویژه سه کشور قدرتمند آلمان، انگلیس و فرانسه این است که حفظ و تقویت روابط بین اقیانوس اطلس و آمریکا ضروری است. حتی از نظر گفتمانی، فلسفه صلح اروپا بر این مفهوم استوار است. به همین دلیل اروپایی ها از دونالد ترامپ و سیاست «اول آمریکا» متنفر بودند، زیرا معادله فراآتلانتیک را تضعیف کرد و در نهایت از نظر اروپایی ها به تقویت بلوک های رقیب شرق مانند روسیه، چین منجر شد. ، هند، ایران و حتی ترکیه. اکنون با بازگشت رئیس جمهور فعلی به مفهوم سنتی تقویت پیوندها در سراسر اقیانوس اطلس، اروپا بار دیگر در مرکز سیاست جهانی قرار گرفته است.

با وجود چالش‌های جاری اروپا مانند پدیده پناهندگان، ظهور راست افراطی، بحران‌های انرژی و غذایی که با جنگ اوکراین تشدید شده است، همچنان می‌توان به صراحت گفت که اروپا قطب مهمی در معادلات سیاسی جهانی است. به ویژه: نفوذ سیاسی بر نهادها و سازمان های بین المللی б، در زمینه های فرهنگی و اجتماعی مانند حکمرانی خوب و دموکراسی و … و ج، در زمینه های فناوری و انتقال سرمایه گذاری بین المللی است. به ویژه اینکه روابط بلوک شرق و کشورهایی مانند روسیه، چین، هند و ترکیه با کشورهای اروپایی در قالب‌های مختلف دوجانبه و چندجانبه بر اساس محدودیت‌های تاریخی و ارتباط جغرافیایی در جریان است.

துக்குத்து பார்கு

گشایش کانال های ارتباطی همه جانبه ایران با کشورهای اروپایی در قالب دوجانبه، چندجانبه و حتی در قالب گروه «اتحادیه اروپا» به منظور حفظ روابط بین المللی برابر بین کشورها و همچنین افزایش اهمیت برای کشورها. بلوک شرق به ویژه در مواجهه با ائتلاف سیاسی با آمریکا علیه ایران یک اصل راهبردی در پیشبرد سیاست خارجی است. اگرچه تحریم‌های ظالمانه اقتصادی آمریکا در موضوع ایران هسته‌ای اروپا را تا حدودی در برابر کردن روابط با ایران ناکارآمد کرده است، اما نباید روابط ایران و کشورهای اروپایی را تنها به روابط اقتصادی تقلیل داد. در واقع علاوه بر روابط اقتصادی و جذب سرمایه گذاری، صادرات انرژی و انتقال فناوری، روابط ژئواستراتژیک ایران و کشورهای اروپایی در زمینه همکاری های منطقه ای و برنامه هسته ای کشور نیز بسیار حائز اهمیت است. تقویت روابط با اروپا بدون انکار ارزش نقش استراتژیک ایران در سیاست منطقه ای و جهانی.

در چارچوب مفهوم فوق و در چارچوب ارزش گذاری اهمیت «منطقه گرایی» در پیشبرد سیاست خارجی ایران در خلیج فارس، قفقاز و آسیای مرکزی، جنوب آسیا و شام که در شرق قرار دارند. مدیترانه، ادامه و تقویت روابط با کشورهای اروپای شرقی و مرکزی به عنوان نقطه گسترش سیاست یکپارچگی اقتصادی و سیاسی ایران در حوزه همسایگی و اتصال به زنجیره منطقه ای انتقال کالا و تحقق ژئوپلیتیک. کریدورها، اهمیت قدرت منطقه ای و بین المللی ایران افزایش یافت. در واقع، در شرایط تضاد ایدئولوژیک، سیاسی و اقتصادی با بلوک غرب (ایالات متحده آمریکا و سه قدرت و متحد اروپایی در منطقه و آسیا)، ایجاد و تقویت روابط با دوستان جدید در اروپای شرقی و مرکزی منجر به برابری خواهد شد. روابط ژئوپلیتیکی معادل اروپای غربی. کشورهای اروپای شرقی و مرکزی ماهیتی اروپایی دارند، اما از نظر مبنای اقتصادی و اجتماعی تفاوت های زیادی با بلوک اروپای غربی دارند.

அக்குமிய் குட்ட்டை ப்பிட்டி-க்குதை

اکنون دو رویکرد متفاوت در زمینه یکپارچگی اقتصادی و سیاسی کشورهای اروپایی وجود دارد. نخست، تعداد اعضای اصلی ادغام مرکزی از 6 عضو اولیه به 28 عضو رسید (حتی پس از خروج بریتانیا به 27 عضو کاهش یافت). ادغام موتور محور اروپا در مرحله اولیه دستیابی به اهداف اقتصادی. اما اکنون شامل اهداف سیاسی و هویتی نیز می شود که بروکسل در تلاش است تا روند ادغام را سرعت بخشد. البته جنگ اوکراین بر پیچیدگی این موضوع افزود. در این فرآیند، شیوه ادغام اقتصادی از رویکرد اقتصاد کشورهای اروپای شرقی و مرکزی (برگرفته از میراث اتحاد جماهیر شوروی) به تجارت آزاد بلوک غرب با موتور ایدئولوژیک لیبرال دموکراسی تغییر کرد. این معضل موضوع یکپارچگی اقتصادی-سیاسی را پیچیده کرده و با مشکلات فراوانی مواجه شده است. ای .ای در حال کھیم است. نتیجه این جابجایی ناشی از یک احساس عمومی در کشورهای C است. E. این اتفاق می افتد که آنها با اروپای غربی بسیار متفاوت هستند، اگرچه این احساس ناراحتی به طور رسمی اعلام نشده است. این احساس با رویکرد کشورهای اروپای غربی متفاوت است. در زمینه هایی مانند سرعت ادغام، نوع مشارکت های اقتصادی و سیاسی، گفت وگو و تعامل بین اعضای اتحادیه اروپا درباره موضوعاتی مانند پدیده پناهندگان، پیدایش جناح راست افراطی و … موثر است. چین، روسیه، ایران، ترکیه و سایر کشورها.

איסטעים האי קרידורי ו קשען פשען עצון אי

در چنین شرایطی تقویت روابط با کشورهای اروپای شرقی و فرصت های محوری ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک برای ایران تازگی دارد. چنین فرصت هایی را می توان در ایجاد توازن در روابط بین المللی بین کشورها و همچنین در زنجیره ارتباطات کریدور و انتقال کالا و انرژی در منطقه و در قالب «ابتکار سه» که در زیر بین کشورها وجود دارد، یافت. E. جستجو کرد

ابتکار 17+1**

این ابتکار همکاری بین منطقه ای بین چین و کشورهای اروپای شرقی و مرکزی در سال 2012 در لهستان تأسیس شد. هدف از این طرح تقویت اقتصاد محلی و سرمایه گذاری در توسعه زیرساخت های حمل و نقل و توسعه تجارت در کشورها است. ای .ای بریا برای به دیکسی به دیکسی در که با گرب عروبا است. این در حالی است که کشورهای این منطقه (به استثنای صربستان، مولداوی، بلغارستان و تا حدودی مجارستان) روابط نزدیکی با آمریکا و ناتو دارند و نسبت به روسیه تعصب و بدبین هستند. از این نظر، روابط سیاسی و اقتصادی آنها با آمریکا و بلوک غرب بر روابط آنها با کشورهای شرقی از جمله چین، روسیه و ایران تأثیر می گذارد. সান ন্ত্যান ক্র্তা ন্যান্যান্তে জ্র্তা ন্যান্যান্তে জ্র্তা ন্যান্যান্তে জের E. این ابتکار 17+1 با چین است.

ابتکار B-9***

لهستان و رومانی ابتکار مشترکی به نام B-9 دارند که شامل لهستان، رومانی، بلغارستان، اسلواکی، مجارستان، جمهوری چک و سه کشور حوزه بالتیک یعنی استونی، لتونی و لیتوانی است. این ابتکار در سال 2015 شکل گرفت و ویژگی مشترک آن تقویت موقعیت این کشورها در شرقی ترین نقطه ائتلاف نظامی-امنیتی ناتو و همچنین ایجاد درک مشترک از تهدیدها و روندها نسبت به آمریکا است. بر اساس این ابتکار سرمایه گذاری در زمینه دفاع و جایگزینی سلاح های قدیمی به جای مانده از دوران شوروی با سلاح های آمریکایی انجام شد.

عبترکت سه دریا (Adriatic-Baltic-Black):****

این ابتکار شامل 12 Kishore Hozwa C. E. این شامل آترش، بلغاریستان، کرواسی، ژیموروی چاک، استونی، لاتونی، لیتوانی، ماگاریستان، لستن، رومانی، اسلواکی و اسلوانی می‌شود است. هدف از این ابتکار ایجاد مکالمات منطقه ای و ایجاد ارتباط بیشتر توسعه و دیجیتال در امتداد یک محور شمال به جنوب از دریای بالتیک به دریای آدریاتیک و دریای سیاه در شرق و مرکز اروپا است. تمرکز اصلی این ابتکار، اتصال بندر کنستانتا در ساحل دریای سیاه در رومانی به بندر گدانسک در ساحل دریای بالتیک در لهستان است. این ابتکار برای اولین بار توسط «شورای آتلانتیک» آمریکا با هدف توسعه زیرساخت ها در زمینه انتقال انرژی، حمل و نقل و بخش های دیجیتال معرفی شد. آمریکا و آلمان نیز به عنوان شرکای این طرح فعال هستند. این ابتکار بیشتر تمایلات آمریکایی و سیاسی برای جذب کشورهای اروپای شرقی دارد. منطق این است که ملت های اروپای غربی جاده ها، راه آهن، خطوط برق، خطوط لوله نفت و گاز مدرن دارند و به طور مساوی یکپارچه هستند، اما کشورهای اروپای شرقی و مرکزی از این زیرساخت مدرن محروم هستند.

اهمیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک

در این شرایط، ویژگی‌های متفاوت سیاسی و اقتصادی کشورهای اروپای شرقی و مرکزی، فرصت‌های ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی جدیدی را برای ایران فراهم می‌کند تا راه را برای سیاست منطقه‌ای‌سازی خود در امتداد همسایگی و با ارتباط با کشورهای اروپای شرقی و مرکزی باز کند. تجارت آنها در منطقه غرب و جنوب آسیا.

در حوزه ژئوپلیتیک مشاهده کردیم که کشورهای اروپای شرقی و مرکزی از نظر مبانی سیاسی، اقتصادی و تاریخی با کشورهای اروپای غربی تفاوت دارند. برخی از این کشورها به دلیل اجبار تاریخی و جغرافیایی گرایش به روسیه و شرق دارند و برخی دیگر منافع خود را نزدیک به بلوک غرب به ویژه آمریکا می بینند. این ویژگی فرصت ژئوپلیتیکی را برای ایران ایجاد می کند تا همزمان روابط خود با روسیه و آمریکا را در همسایگی ژئواستراتژیک متعادل کند. کیشورمن به عنوان یک قدرت منطقه ای بدون شک در آینده با چالش ایجاد تعادل در روابط خود با قدرت های بزرگ روبرو خواهد شد. در چنین شرایطی، جذب دوستان جدید و گسترش دیپلماسی در مناطق همجوار جغرافیایی و همچنین در منطقه کشورهای اروپای شرقی و مرکزی بر قدرت ملی ایران افزوده شد.

در حوزه ژئواکونومیک، رویکردهای پیشرفته دوجانبه و چندجانبه به روابط اقتصادی نیاز متقابل و موفقیت بیشتری در روابط دوجانبه دارد. پیش از این چینی ها با ابتکار 1+17 کشورهای این منطقه را در یک قالب می دیدند اما به دلیل تفاوت های آشکار این کشورها به موفقیت چندانی دست نیافتند. کشورهای اروپای شرقی و مرکزی اکنون به دنبال بازارهای اقتصادی جدید و خدمت به رقابت اقتصادی فعلی برای توسعه فعالیت های تجاری خود هستند. در حال حاضر کشورهای اروپای غربی بسیاری از منابع سرمایه و صنایع خصوصی را به آسیا منتقل کرده اند. اما کشورهای سی. ای.ای همچنان چالش تنوع بخشیدن به صنایع و تجارت و جذب سرمایه گذاری را دارد. در بسیاری از موارد، این کشورها مجبور به خرید فناوری آلمانی یا فرانسوی هستند که در آسیا یا چین تولید می شود. بنابراین آنها به مدل جدیدی از سیاست مستقل در رشد اقتصادی (مانند مجارستان) رسیده اند. ایران و کشورها E. آنها می توانند از طریق خاک ترکیه در دریای سیاه و سپس بلغارستان، یونان و رومانی و سپس راه آهن، جاده و دریا به ایران برای تجارت در منطقه و کالا در بازارهای اروپای شرقی و مرکزی و در عین حال. در خلیج فارس و جنوب آسیا و شرقی ها.

· CEE: کشورهای اروپای مرکزی و شرقی

**ابتکار 17+1

*** ابتکار B-9

**** ابتکار 3 دریا

65