عمومی

فرار ماماها از اتاق زایمان!

فکر کردن بیش از حد به یک مادر فقط می تواند یک نوزاد تازه متولد شده را به دنیا و همه چیز بیاورد در حالی که به ماماها مسائل مدیتیشن زیادی آموزش داده شده و چهار سال است که به آزگار آموزش می دهد، می تواند به مادر، پدر و نوزادش کمک کند و این روند تا زمانی که او زن شود ادامه خواهد داشت.

کار با ماماها و متخصصان زن، مشکلات بیمه ماماها و استرس کار آنها ناشی از جذب شبکه های بهداشتی و کار با مشکلات ماماها است. امروز (19 اردیبهشت) روز جهانی مامان است و دو عمو مشغول حل مشکلات و مشکلات خود هستند. ماه نیوز میگویند

وی حدود 5 سال است که در این زمینه فعالیت می کند و در حال حاضر یکی از عموهای یک خانواده پزشکی در استان مازندران است. خیلی با اینکه کارش را دوست دارد، اما از حقوق و مزایا راضی نیست: «ماماها در شرایط مختلف می توانند کار کنند. مشاور را برای نگهداری و مراقبت از نوزاد به کار بردند اما متاسفانه حداقل در استان مازندران خانواده این شهروند را به زور از ماماها بردند. من نه تنها برای عمویم بلکه برای سلامتی افراد جامعه ای که در آن زندگی می کنم تمام تلاشم را خواهم کرد. در حالی که من خودم امنیت شغلی ندارم و در این همه سالی که کار کردم، وقتی دولت نبود، مامه ها زیر پوشششان هستند و به یک معنا به جامعه ما اضافه می کنند. حتی حقوق معلمان فعال در شبکه بهداشت و درمان هم بر اساس قانون جواب نمی دهد و «یک درصد حقوق قانونی به شبکه بهداشت عمومی و مابقی به دانشگاه علوم پزشکی مازندران داده شود!».

و چون دوست امنیت شغلی ندارد، این نام از او گرفته شده است، در ادامه می گوید: من از دکتر 2 میلیون و 3000 تومان از دکتر می خواهم که من را مجبور به پرداخت این مبلغ یک میلیون و 4000 تومانی حق بیمه کند و دانشگاه نیز مابقی حقوق را با تاخیر به من پرداخت کند. به نظر شما ماهی یک میلیون تومان می ارزد؟ حتی در تقویم کشور ما، روز ما را مامان نمی دانند! ما هر سال همه این حرفه ها را می خوانیم اما متاسفانه صدایمان در نمی آید و هر بار اعتراض می کنیم می گویند دولت بودجه ندارد! من درس های مامان را می خوانم و به عنوان یک دوست کار می کنم.

شاید برخی از شما این مقاله را بخوانید و بگویید با این شرایط کار نمی کند! چرا باید از کار دوری کنم چون دوستان دارم؟ درس می خوانم و کار می کنم. این دقیقا همان چیزی است که ما نیاز داریم. چرا به تمیز کردن عادت می کنم؟ ما باید پاسدار روح و روان مردم باشیم. با این حال، هیچ کس فکر نمی کند که روح و روان ما در امان است. به ما بگویید که باید دو شیفت از هشت تا هشت بعد از ظهر و دو تا سه بعد از ظهر کار کنید. از آنجایی که من شغل مادری و همسالی دارم، چگونه زندگی خود را مدیریت کنم؟ حداقل، دولت هر کاری که در توان دارد انجام خواهد داد تا به نتیجه برسد. اگر پزشک عمومی به من بگوید که نمی‌خواهم با من همکاری کنم و می‌خواهم فرد مقابل را جایگزین کنم، چه کار می‌توانم انجام دهم؟ اگر جذب بیمارستان می شدم این کار را می کردم اما متاسفانه شرایط برای همه یکسان نیست. متاسفانه جذابیت ماماها در استان مازندران بسیار بد است و اگر سالی یک بار تست شوند فقط یک نفر جذب این منطقه می شود. به همین دلیل است که اکثر آنها ترجیح می دهند ماماها در این آزمون شرکت نکنند. «به همین دلیل است.

به گفته ماما، کار در شبکه مراقبت های بهداشتی برای مادر آسان تر و کمتر از کار در بیمارستان است. چون دست دایی در بیمارستان باز نیست و باید تابع خود برتر باشد. معمولا خانم‌ها و آقایانی که در بیمارستان‌ها کار می‌کنند مسئولیت خودشان را نمی‌پذیرند و در واقع همه کارها را به گردن مامان می‌اندازند و اگر اتفاقی اتفاق بیفتد، مامان باید جواب دهد: با متخصص زنان و زایمان تماس گرفتیم، گفتند مهم نیست و خودشان هم می‌گویند. به بیمارستان مراجعه نکرد مامان هم نمیتونه خودسرانه تصمیم بگیره چون باید جواب بده. همه این مسائل منجر به فرار ماماها از اتاق می شود.”

او درباره تفاوت مامان با زنان متخصص و خدمتکار می گوید: زنان متخصص در سطوح بالاتر از مادران و مادران باید سلسله مراتب را رعایت کنند و در مرحله اول به مادر مراجعه کنند و در مراحل بعدی به متخصصان مراجعه خواهیم کرد. مانند پزشک خانواده که حدود هشت سال سن دارد، در برخی نقاط استان مانند مازندران و فارس خلبان اعدام می شود تا هزینه های احتمالی کاهش یابد. مردم باید بدانند که بسیاری از خدمات و مراقبت های قبل و بعد از خدمات توسط دایی انجام می شود و در صورت نیاز به جراحی باید به متخصص زنان مراجعه کنند. یک زن شش ساله به کمک یک عمو نیاز دارد. البته در مواردی گفته می شود ماماها حتی از بد زایمان هم می توانید به دختر تازه متولد شده کمک کنید. از مراقبت و آموزش گرفته تا مسائل بهداشتی تا افزایش آگاهی در مورد مسائل خصوصی. از سوی دیگر، ماماها به دلیل مکرر علل طبیعی که اتفاق می‌افتد، در کارشان بسیار مسلط است.»

منصوره زندی – ماما – 3 سال است که در این منطقه فعالیت می کند و هم اکنون در چالوس مشغول به کار است. تعداد نوزادانی که او به دنیا آورده از کنترل خارج شده است. وی همچنین خطاب به بیمه ها خاطرنشان می کند: در این زمینه کارهای زیادی باید انجام شود و یکی از آنها عقد قرارداد با بیمه گرانی است که به شدت به دنبال برتری هستند و موافقت نمی شود. یکی از دلایل این مخالفت، برخورد با زن و مرد است. چون همزمان با آنها همکار هستیم و با توجه به اینکه کشور ما دانشکده پزشکی است هنوز مشکلات مادران ما در این زمینه حل نشده است. با وجود اینکه نسخه‌ها از طریق ایمیل ارسال شده‌اند، هنوز هیچ ایده‌ای در مورد موضوع در نسخه ایمیل‌شده وجود ندارد.»

این ماما در مورد زندگی مشترک ماماها و متخصصین زنان و زایمان توضیح می دهد. در استان مازندران آمار سزارین بیشتر از اقصی نقاط کشور بوده و به نمایندگی از گروه زنان پزشک تعداد زنان در این استان بیشتر است و کار زنان پزشک نیز جراحی است. بنابراین انجام سزارین در این استان طبیعی است. اما این تصادف اقتصادی فقط به نفع خانواده ها نیست. البته با تصویب قانون، سزارین به طور ناگهانی به پایان رسیده و آگاهی مادران به طور طبیعی افزایش یافته است. سزارین یک عمل جراحی جدی برای زنان منطقه است و بیشتر زنانی که ترسیده اند نیز بیشتر مستعد درد هستند.

انتهای پیام