عمومی

پدر، مادر، ما متهمیم؛ سخنی با رییس سازمان اوقاف درباره شادی دختران در امامزاده

در فاصله ای از این اتفاق، مدیریت اصفهان با صدور بیانیه هایی در این خصوص بر موضوع صحه گذاشت و مسئولیت مدرسه و مسئولان آن را نیز رد کرد.

بخش اول سخنرانی
سوال این است: تقصیر چیست؟ مقصر کیست؟ به این بهانه یاد سکوت دکتر عزیزم می افتم و چند جمله می نویسم. بگذارید توضیح دهم که این آدرس فقط برای مخاطب نیست. با این حال درد ما در این نوشته است.

یکی غروب بود و هنوز اذان نبود. من با سه مجاهد نزدیک بودم. زنگ خدابیامرز حاج آقا مجتبایی تهرانی به صدا درآمد. پرسیدم حاج آقا برای نماز می آیند؟» جواب مثبت بود. تصمیم گرفتم برای نماز به دفتر بروم. بنا به گفته های قدیمی، هم به زیارت شاه عبدالعظیم رفتند و هم زیارت کردند. آقای سکوت را به خاطر دارید؟ تو هم بودی آقا در رابطه با زیارت زائر پذیرفتند که برای جمع طلاب، در آستانه، یکی از فصول تبلیغ، چند کلمه ای بگویند تا طلاب بشنوند و استاد اخلاق تهران را در آغوش بگیرند. خوب فکر کرد، اما شاید به این فکر نمی کرد که زائر چگونه می خواهد شروع کند.
نماز تمام شد و همه نشستند و استاد اخلاق روی صندلی نشست و شروع به صحبت کرد:

«… همه فکر می کنند ما در تربیت افراد مذهبی و اخلاقی موفق بوده ایم. من نمی دانم چه بگویم. ”
فکر کردم باید چراغ ها را خاموش کنم. چراغ ها خاموش نشدند و طبیعتاً هیچ کس آنجا را ترک نکرد. حتی اگه اونجا بودم اعصابم رو از دست میدادم. استاد اخلاق ادامه داد:
«بنابراین همه ما فکر می کنیم که کار اشتباهی انجام داده ایم. آقاجان! با دقت گوش کن قوم ابوجهل و ابوسفیان وجود نداشتند. مردم محبوب توانستند. ما نمی توانیم …
سخنان معلم اخلاق صریح و روشنگر و تکان دهنده و … سازنده بود. او کاست ها را صدا زد و بدی ها را به آنها گفت و آخرین نسخه را به آنها داد و … برای نماز فرستاد و کرسی را ترک کرد.
سکوت دکتر دکتر را به خاطر دارید؟ این اولین بار است که این خاطره را به طور کلی تعریف می کنم. اما در تمام این سال ها عکس جلوی چشمم بود و فریاد این مرد در گوشم:
“جمعیت آماده بود…”.

دو آتش سوزی 12 خرداد و آتش افروخت چند هفته پیش سپری شده بود. نیازی به گفتن نیست که کشور در حال صحبت است آنچه از آن معلوم است و تكرار دلالتها و دلالتها.
من از شما مهلت خواستم و به شما مهلت دادم، همانطور که همیشه کرده اید. من سرویس را دریافت کردم. کاغذ یادداشت را از جیبم بیرون آوردم و به عنوان دانشجو با تو شروع به صحبت کردم:
حاج آقا در این سال ها حرف شما را شنیده ام و خیلی از شما شنیده ایم. امروز میام بهت بگم و تو باید صبور باشی و بشنوی ….
یادت هست حاج آقا؟ و ادامه دادم:
من اینجا هستم تا در این شرایط که ظاهرا تحت فشار نیروهای نظامی، اداری، امنیتی و اطلاعاتی است و شما باید به اعمال، کردار، گفتار و کردار آنها پاسخ دهید تا بتوانند اوضاع را کنترل کنند، به شما کمک کنم.» فکر می کنم بیشتر از هر کس دیگری باید بار مسئولیت را بر دوش خود احساس کنید و قلب شما باید بیشتر از هر مسئولی در گرما و …
با نظارت گفتم:
سرانجام داستان از هر جهت و از هر جهت می گذرد و از راهروهای خیابان ها تا گوشه و کنار و از اجتماعات تا حوزه های شخصی تازه می شود در روزگاری که چهره خشن و خشن داستان سخت فاش خواهد شد این تصادف شدید و تلخ در آمار نماز و حجاب تاثیر خواهد داشت. فدای روابط دوستانه و تهدید بی‌رحمانه اعتماد و تعلقات مذهبی و سیاسی و افزایش میزان خروج استعدادها از کشور… و شما حاج آقا باید هر از گاهی فکر کنید…
به آنها گفتم و بیشتر از آن به شما پیشنهادهایی دادم که چگونه رفتارتان را بهتر کنید و رفتم. باید تصویر مبهم این خاطره را در دست داشته باشید.

آن روز شما رئیس سازمان تبلیغات اسلامی شدید. می دانم که شما زحمت کشیده اید و به موقع ساختار سازمان خود را گسترش داده اید و اگر اشتباه نکنم بیش از جان خود مسئول بوده اید… و البته مسئولیت موفقیت ها و شکست ها نیز بر عهده شماست. این سازمان بیش از سایرین
شما تنها کسی نیستید که من را خطاب می کنید. درد دل ما مربوط به سازمان شماست و موضوع فعلی مربوط به سازمان شماست.

بخش دوم سخنرانی
شروع کردم به نوشتن این
شنیده ها حاکی از آن است که در جریان اکران این فیلم یکی از دانش آموزان اصفهانی و جمعی از علما مشخص شد که مدرسه دخترانه امامزاده مجاور امامزاده به دلیل برگزاری جشن در سالن مجاور امامزاده جشن گرفته است. تقاضای محدود اعضای هیئت امنا این درخواست را اجابت کرده اند. اما به دلیل تهویه مطبوع دانش آموزان به حرم امامزاده اصیل منتقل شدند.
بدیهی است مسئولیت اجرای این جشنواره در مجموع بر عهده مدرسه دخترانه بوده و اداره کل اوقاف و امور خیریه استان اصفهان هیچ گونه دخالتی در محتوای این برنامه ها نداشته و امامزاده نیز تنها میزبان این برنامه بوده است. این جشن
در عین حال، اداره اوقاف و امور خیریه استان اصفهان با کمک متخلفین در این زمینه، با اعطای امتیاز احترام به امتیازات امامزاده، با هدف جلوگیری از تکرار این پیمان، اقدام خواهد کرد. اقدام قانونی. “

حضرت حجت الاسلام والمسلمین دکتر خاموشی
دلم از این خبر و از این بیانیه سازمان اوقاف اصفهان می سوزد.
اگر من وقف اول بودم، همه آن متولیان را که در نقش خود به ماجرای کمتر شناخته شده معرفی شده اند، تشویق می کردم که علت را بفهمند و تشخیص دهند. بهترین و درخشان ترین قسمت داستان از دید من، این نگاه آدم است.
سیمرغ امروز باید بهترین نقش را بازی کند اما باید نقش اول را بازی کند.
بیا بریم ….

مقصر را شناسایی کنید؟ بسم الله.
موافقم.
ست مقصر کیست؟ حتی دختر خوشحال و پرانرژی است که ما محیطی مساعد برای رشد و شکوفایی او فراهم کنیم؟
⁉️ یا تربیتی که ممکن است 30 سال بیشتر نداشته باشد و خود تربیت شده و پرورش یافته و پرورش یافته و هدایت و تبلیغ اسلام باشد؟

آقای سکوت عزیز و بزرگوار
همچنین به موضوع حقوقی «تخلف در این زمینه که حفظ امتیازات امامزاده را تسهیل می کند» می پردازم. من با هدف اجتناب از تکرار موافقم.
اما لطفا در تشخیص تسهیل کننده ها راضی نباشید!

آقای سکوت
شما عضو شورای انقلاب فرهنگی و شورای عمومی شورای فرهنگی و عمومی هستید. نمی دانم بیشتر از این هم هست یا نه.
حرمت امامزاده به او سپرده شده است.

سوال واضح و روشن است: این است و من می خواهم این سوال را از خودم و از اعضای شوراهای عالی و عالی آن بپرسم.

حرمت واقعی کجاست؟ آیا امامزاده آستانه منفورتر است یا حرمسرای این مادران فردی که به جای هر شعر ملی و مذهبی نسبت به این آهنگ و خواندن آن از حفظ و هیاهو و انرژی گرفته می شوند؟

متولی تعلیم و تربیت و فرهنگ و ارشاد و تبلیغ اسلام. چشمه ها را بر امامزاده و حرم و حرم نباید گذاشت و دو معلم و مدیر را مقصر واقعی دانست که همان شاهد و نمونه و قربانی یک غفلت هستند.

حرمت امامزاده با دست زدن به متن نادر ابراهیمی و تحریف داستان های مجید در کتب درسی و فلانی وزیر امور خارجه بذابن آبروی شهرتش را از دست داد و چشمانش را بست.

مردم در کل و این کودکان بی گناه به عنوان یک جمعیت خاص … بودند و هستند.

دخل و تصرفی در حرم امامزاده در اصفهان که مربوط به نهادهای آموزشی و فرهنگی پایتخت و در طول دوره های مختلف است صورت نگرفته است.
من سیاه به نظر نمیرسم نمک حرام نیست. دست اهل حق و حق را می بوسم. من می نویسم چون دیر می شود و کاستی هایی در این زمینه وجود دارد، خیلی کم است.

آقای سکوت عزیز
من آنها را به شما می گویم. به خاطر این محدودیت همجنس گرایی و همدردی ما با شما، امیدوارم.

اما مقرر شد «با هدف جلوگیری از تکرار این حادثه با عاملان این حادثه برخورد قانونی شود». لطفا محل دقیق امامزاده را به محل حمله بفرستید و حرم مطهر را بالاتر از مکان بی گناه و مظلوم و مقدس انسان قرار ندهید.