عمومی

چرا احسان نراقی الگویی از شکست روشنفکری ایرانی است؟

او دیپلم خود را در دار الفنون گرفت و برای ادامه تحصیل به سوئیس رفت. در دانشگاه سوربن مدرک دکترا گرفت و به همراه ژان پیاژه مشغول ویرایش پایان نامه خود شد. وی در سالی که کودتا علیه محمد مصدق رخ داد به عضویت هیات علمی دانشگاه تهران درآمد و پنج سال بعد با کمک علی اکبر و یحیی مهدوی پایه‌های نهاد جدیدی را در دانشگاه تهران را که خود به مدت دوازده سال زیر نظر غلامحسین صدیقی اداره می کرد، عهده دار آن بود. مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی که امروزه نیز وجود دارد و بقایای احسان نراقی برای تحصیلات عالی در ایران در نظر گرفته می شود، بر اساس الگوی مؤسسه مطالعات ملی مطالعات جمعیتی پاریس ساخته شده است. پاریس، مانند پایگاه سازمان یونسکو و مهمترین دانشگاه سوربان، همیشه منبع الهام برای مهربانی به شمار می رفت. او نه تنها به عضویت یونسکو درآمد و از این طریق از تمام مطالعات و تحقیقات اجتماعی حمایت های مادی و معنوی زیادی دریافت کرد، بلکه در دوران ریاست فدریکو ماژور در یونسکو به یکی از مشاوران ارشد و تاثیرگذار تبدیل شد و توانست. تا از نفوذ او برای معرفی فرهنگ و هنر استفاده کند و برخی از هنرمندان از نام ایران استفاده کردند که از جمله آنها جایزه پیکاسو را به محمدرضا شجریان دادند.

گرفتن نشان لژیون دهنده از دست شارل دوگل و فرانسوا میتران، دو رئیس جمهور فرانسه، نشانه دیگری از هویت مشترک و قرابت فرهنگی آنها بود که نراقی با حضور در فضای پاریس و آمیزه ای برای خود ایجاد کرده بود. اندیشه فرانسوی و روحیه ایرانی . علاقه مشترک نراقی و فرح دیبا که با هم نسبت فامیلی هم داشتند، باعث شد که او همزمان با حفظ روشنگری خود با لایه های قدرت و دربار نیز سر و کار داشته باشد. احسان نراقی علاوه بر مدیریت مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی و سازمان «اداره جوان» سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، یونسکو، ریاست مؤسسه تحقیقات علمی و آموزشی با برنامه ریزی در کیشور و حتی در سال 1356 به عنوان مشاور غیر رسمی محمدرضا منصوب شد. ظاهراً در جلسه هشتم به خطراتی که شاه در پیش داشت و راه برون رفت از مخمصه اشاره کرده بود. جلساتی که ثمری نداشت و با انقلاب نظام اسلامی فروریخت. رژیم رابطه دوگانه ای داشت. وی به عنوان یک متفکر به برخی از نگرش های خود انتقاد داشت و به عنوان یک کارمند با برخی از عناصر دربار جلسات مکرر داشت و در برخی مناصب دولتی سمت هایی داشت.

ابراهیم نبوی با کارل مارکس در مورد احسان نراقی می‌گوید: «و یک بورژوا دوست صمیمی بود، نیمی از وقتش در پادشاهی و نیمی از وقتش صرف تحقیقات اجتماعی می‌شد». بسیاری از بازیگران انقلاب سیاسی اسلامی از حسن حبیبی، ابوالحسن بنی صدر و صدیق قطب زاده گرفته تا غلامعلی حدادعادل شاگرد او بودند و با چهره منتقدانی چون شریعتی و مطهری نشست و برخاست کرد. از سوی دیگر شخصیت های نسبتاً تأثیرگذاری در رژیم شاه وجود داشت. روگوی ساواک اشرک شرکت بریکتی احسان نراقی نیز گویای نصبت دوگانه و با ریمت است. در یکی از گزارش های این دانشجو آمده است: نامبرده از افراد سلبریتی طلب است که دارای زیرساخت های فکری چپ است و احتمالاً توسط یکی از کشورهای غربی در حال تقویت و استفاده است و در تلاش است در آینده شغل های بهتری به دست آورد. বে মাক্তা কাক্তে কিক্র ক্রি در ادامه این گزارش اضافه شده است که «تمجید از نام آسیبی نمی بیند و می تواند با بلندگوی تبلیغاتی سازگار باشد». اگرچه برخی از محققین مانند رسول جعفریان به احسان نراقی به عنوان روشنفکران مرتبط با دربار و دربار ثروتمندان شناخته می شوند، اما پس از انقلاب و چندین بار بازداشت و بازجویی که بیشتر آنها 15 ماه به طول انجامید، هیچ مدرکی دال بر همکاری آنها وجود ندارد. با ارگان های رژیم سیاسی و امنیتی شاه نظیر ساواک به دست نیامد. مرحوم مطهری قبل از این دستگیری که به مدت 15 ماه به طول انجامید، با گواهی سلامت روح خود در کارهای دانشگاهی و فرهنگی قبل از انقلاب اسلامی مانع مقاومت کمیته انقلاب اسلامی شده بود. هر چند ک بعدها انتور ک نراگی می گوید بہ کے بہ کے بہ کے بہہے اما در سال 62 از زندان آزاد شد و خاطرات خود را با عنوان «از خانه شاه تا زندان پدری» ویرایش کرد و به آثار سیاه خود که پیش از انقلاب اسلامی منتشر شده بود افزود.

اما همانطور که گفته شد احسان نراقی در حوزه آموزش عالی کشور مانند نهاد مطالعات و تحقیقات اجتماعی میراثی از خود به جای گذاشته است. هر کان که و در پهنه تاریخ اندیشه معازری ایران نه که به به آشت که به کے کے به کے کے را را مود و از اشباب رایل کلک کے کلک شد آله علیوگوزین. این پیوند که با نویسندگانی چون جلال آل احمد و اندیشمندانی چون داریوش شایگان پیوند خورده است، به جای اندیشیدن به طبیعت ایران، به سرنوشت خورشید در ایران پرداخته و مقالاتی چون «زادگی غرب»، «آسیا در پرپر غرب» را منتشر کرده است. و «که خود داشت» صادر کرد. به نظر می رسد که تمسک به سنت بدون اساس و تکرار کلیشه هایی مانند آنچه در دهه 1940 و در دهه 1950 وجود داشت، به دلیل حمایت خانواده سلطنتی، امروز نمی تواند خالی باشد. اتحاد ناماقول روشنفكراني Nazir Ali Shariati, Jalal Aal Ahmed, Dariush Shaigaan and Ehsan Narraqi در عاده مقلدانه با غرب و توجه غير مجتهدانه به سنت راهي به جازي سراب نمي نيمي. সরাব ক্ধ্যে কোড্ড্ডি কে ন্রাকি ইক্য.

6565